برنامه های نابسامان و ناسنجیده اقتصادی ،کشور را به بحرانی کشانده که همه تسلیم آمدن فردی شده اند که می دانند قادر است جلوی وخیم تر شدن اوضاع را بگیرد و البته مسلم است بهبود اوضاع به این آسانی ها میسر نیست.
بر خلاف اعتقاد آقای زیبا کلام که معتقد است شانس احمدی نژاد بیشتر است معتقدم که شانس موسوی بیشتر است و اتفاقی که در دوره دوم انتخاب خاتمی افتاد دوباره تکرار می شود و موسوی پیروز انتخابات می شود.
خیلی ها فکر می کردند که با آمدن احمدی نژاد دامنه اعتراضات مردمی وسیع شده و انقلاب دوباره ای اتفاق می افتد اما این عقیده بسیار بیهوده ای بود ، چون به دلایلی که در مطالب قبلی نوشته ام کشور آمادگی و شرایط انقلاب را ندارد.
بعضی ها فکر می کردند که با دهان کجی های احمدی نژاد به نظام بین المللی بالاخره وضع یکسره خواهد شد و با حمله به کشور نظام تغییر خواهد یافت اتفاقی که در عراق افتاد.اما این عقیده نیز به نظر باطل است.
کشور مهاجم می داند که برای مردان ایران خاک مانند ناموس است و همانطور که ناموسشان را حفظ می کنند خاکشان را نیز حفظ خواهند کرد.با وجود این اگر کشور مورد تحریم های گسترده قرار گیرد و اقتصاد کشور از حالت فلجی به مرگ درآید مانند روسیه پاره پاره خواهد شد.همانطور که برخی به بحث تجزیه ایران دامن می زنند.
در چنین شرایطی شاید انتخاب موسوی راه حلی مقطعی و البته منطقی باشد.با انتخاب احمدی نژاد همچنان وضع بدتر و بدتر خواهد شد و مردم هم اعتراض نخواهند کرد و اگر دشمن حمله کند ایران پاره پاره خواهد شد. بهتر است درست تصمیم بگیریم ،تصمیمی که البته نظام هم تسلیم آن شده هر چند که با دست پس می زند اما با پا پیش می کشد.
اینبار انتخاب بد و بدتر در کار نیست شرایط بسیار بحرانی است پس بهتر است درست تصمیم بگیریم.
کسانی که معتقدند نباید در این حکومت رای داد و باید در خانه نشست آیا راه حل و آلترناتیوی مناسب دارند ، اگر چنین است ارائه دهند استقبال می کنیم.بهتر است منطقی فکر کنیم اگر قرار است رای ندهیم باید چکار کنیم ؟چه کسی می آید که به او رای دهیم؟پاسخ منفی است کسی نیست .بهتر است کسی بیاید که جلوی وخیم شدن اوضاع را بگیرد ،آنوقت بهتر است همه کمک کنیم و برای مرحله بعدی برنامه ریزی کنیم.