تبليغاتX
دانستن حق مردم است

استفاده از گزینه نظامی از سوی مقامات آمریکایی رد نشده و آنها ضمن تاکید بر حل مساله هسته ای ایران بر مبنای روش دیپلماسی ، گزینه نظامی را هنوز روی میز می دانند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه رئيس‌‏جمهوري آمريكا ابراز اميدواري كرد كه كشمكش بر سر برنامه هسته‌‏اي ايران به طور ديپلماتيك حل و فصل شود.
 «جورج بوش» رئيس‌‏جمهوري آمريكا پيش از گفت‌‏وگو با «ايهود اولمرت» نخست‌‏وزير اسرائيل، گفت: «همه گزينه‌‏ها از جمله گزينه نظامي روي ميز قرار دارد، با اين حال اميدوارم مساله هسته‌‏اي ايران به طور ديپلماتيك حل و فصل شود.»
وي افزود: «موضع من هنوز تغيير نكرده است و آن اين است كه همه گزينه‌‏ها روي ميز قرار دارد.»
بوش با اشاره به هشدار اسرائيل درباره احتمال ايران داراي تسليحات هسته‌‏اي، گفت: «به عنوان متحد قوي اسرائيل من اين موضوع را تهديد جدي محسوب مي‌‏كنم.»

يك نامزد جمهوري‌‏خواه انتخابات رياست‌‏جمهوري آمريكا نیز تنها راه مقابله با تهديد ايران را «حفظ گزينه نظامي روي ميز» ذكر كرد.
آسوشيتدپرس گزارش داد كه «فرد تامپسون» سناتور سابق جمهوري‌‏خواه از ايالت «تنسي» گفت: «آمريكا و متحدانش بايد اطمينان يابند كه رهبراني نظير «محمود احمدي‌‏نژاد» رئيس‌‏جمهور ايران به ظرفيت (هسته‌‏اي) براي انجام بلندپروازي‌‏هاي شيطاني دست نمي‌‏يابند.»
وي افزود: «البته در برخورد تعامل با رژيم‌‏هاي خطرناك، هميشه ديپلماسي را ترجيح مي‌‏دهيم اما زماني كه اين گونه درك مي‌‏شود كه ما و متحدانمان آماده استفاده از زور هستيم, گفته‌‏هاي مقامات ما توجه بيشتر دشمنانمان را جلب مي‌‏كند.»

ایالات متحده قصد استفاده از گزینه نظامی را ندارد مگر مجبور به اینکار شود.یکی از دلایل این امر این است که درصورتیکه قدرتی خارجی کشوری را تهدید کند ملت آن یکپارچه بر علیه دشمن متحد خواهند شد و این چیزی نیست که طرف مقابل می خواهد.

جرج بوش بارها خود را در کنار ملت ایران دانسته است و از اینرو نمی خواهد که در مقابل آنان قرار گیرد. از طرف دیگر اگر قرار است جنگی صورت گیرد بهتر است که آن کشور- حریف را تا حد ممکن ضعیف کند.

سخنگوي وزارت خارجه آمريكا از شروع رايزني كشورهاي 1+5 درباره دور جديد تحريم‌‏ها عليه برنامه هسته‌‏اي ايران خبر داده است.

برخی تحلیگران معتقدند که اتفاقی که در روسیه افتاد در جمهوری اسلامی نیز تکرار خواهد شد و طرحی که علیه ایران نوشته شده شباهاتی با طرح فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دارد.

به هر حال مقامات کشور از نیات طرف مقابل به خوبی آگاهاند و با طرح مسائلی نظیر" شمارش معکوس برای نابودی اسرائیل آغاز شده است" ، حریف را دعوت به جنگ می کنند.

اینبار طرح "دشمن فرضی" با هدف یکپارچه کردن ملت به طرح "دشمن واقعی" تبدیل می شود تا مردم در یک نقطه با یکدیگر متحد شوند و در نتیجه قدرت حکومت افزایش یابد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 15:15 توسط فرزانه سید سعیدی |

پرونده هسته ای کشور هر روز پیچیده تر می شود و به نظر نمی رسد که با روندی در پیش گرفته شده به راه حلی مناسب برسد.

طرح روسیه و سپس طرح سوئیس برای فرار از بن بست هسته ای و رسیدن به راهکاری جهت برون رفت از مساله هسته ای کارساز نبود و مقامات کشور با تاکید بر ادامه مذاکرات و گفت و گوها راه حل را در این موضوع دیده اند.

لاریجانی و سولانا در حالی آخرین مذاکرات خود را مثبت و سازنده ارزیابی کردند که هر دو طرف همچنان بر مواضع خود اصرار دارند و به نظر نمی رسد که هیچ کدام کوتاه بیایند.

 دور بعدی گفت و گوهای لاریجانی و سولانا بزودی انجام می شود اما با توجه به سخنان امروز لاریجانی به نظر نمی رسد این مذاکرات نتیجه ای داشته باشد.

لاریجانی در سخنان خود گویا به دنبال کسی می گردد تا تقصیر را برگردن او اندازد، لذا سخن از برخی عوامل داخلی به میان می آید.

دبير شوراي عالي امنيت ملي از نقش برخي افراد داخل كشور كه با سفر خود، غرب را به صدور قطعنامه ترغيب كرده بودند خبر داده و می گوید: در مذاكرات هسته‌اي بيش از 10 تا 15 مرتبه از زبان غربي‌ها گفته شد كه شما در داخل دچار مشكل مي‌شويد.

لاریجانی همچنین به برگشت پذیر بودن قطعنامه اشاره می کند و می گوید :در صدور قطعنامه‌ها، حرف اصلي آنان اين بود كه قطعنامه برگشت‌پذير است، به اين معنا كه اگر ايران از فن‌آوري هسته‌اي دست بردارد، قطعنامه برگشت‌پذير است اما اين بهانه‌اي است، چون از ما مي‌خواهند كه از فن‌آوري اتمي دست‌برداريم.

با توجه به این سخنان به نظر می رسد باید منتظر قطعنامه بعدی و تحریم های جدید علیه کشور باشیم.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 16:28 توسط فرزانه سید سعیدی |

«اینهایی که زیربنای همه چیز را اقتصاد می دانند، اینها انسان را حیوان می دانند. حیوان هم همه چیزش فدای اقتصادش است. الاغ هم زیر بنای همه چیزش اقتصادش است.»
(ایت الله روح الله خمینی – صحیفه نور: جلد 9 – صفحه 71)

«می گویند مغزها فرار می کنند، این مغزهای پوسیده بگذارید که فرار کنند. شما برای آنها خیلی افسرده نباشید و دنبال همان معنایی که دلشان می خواهد بروند. مگر هر مغزی که به قول شما علم درش بود شریف است؟ ما بنشینیم غصه بخوریم که مغز فرار کرده؟ برای این مغزهایی که به انگلستان و امریکا فرار کردند غصه بخوریم؟ این مغزها بگذار فرار بکنند و یک مغزهای صحیحی بیایند روی کار.حالا می خواهند تصفیه کنند. شما نشسته اید غصه می خورید که چرا اعدام می کنند؟ این مغزهای پوسیده برای انسانهای از بین رفته چرا این طور بحث می کنید؟ چرا اسلام را تخطئه می کنید؟ این مغزها فرار می کنند؟ بگذار فرار کنند. جهنم که فرار کردند. این مغزها مغزهای علمی نبودند. بهتر که فرار می کنند. غصه نخورید برای اینها. اینها باید هم بروند. باید هم فرار کنند. دیگر جای زندگی برای اینها نیست. این مغزهای فرار بدرد ما نمی خورند. بگذارید فرار کنند. اگر شما هم می دانید که در اینجا جایتان نیست شما هم فرار کنید»
(آیت الله روح الله خمینی در ملاقات با اعضای کمیته امداد روزنامه اطلاعات، 9 آبان ماه 1358)

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 14:43 توسط فرزانه سید سعیدی |

 
دكتر پرويز ورجاوند، از اعضاي ارشد جبهه ملي ايران صبح امروز دار فاني را وداع گفت.

پرويز ورجاوند در سال 1313 متولد شد و صبح امروز در سن 73 سالگي درگذشت. وي فارغ‌‏التحصيل رشته باستان‌‏شناسي و هنر از دانشگاه سوربن فرانسه بود و در كابينه مهندس بازرگان مسووليت وزارت فرهنگ و هنر را برعهده داشت.از وی کتابها و مقالات بیشماری به جا مانده استو
ورجاوند در سال 1329 به عضويت جبهه ملي درآمد و با عضويت در جبهه ملي دوم در سال‌‏هاي اخير، سخنگويي و عضويت در شوراي رهبري اين جبهه را بر عهده داشت.
ورجاوند استاد ممتاز باستان‌‏شناسي و هنر دانشگاه تهران و رييس بخش ايلات و عشاير در مركز مطالعات اجتماعي دانشگاه تهران بود.
وي پيش از انقلاب و همچنين پس از انقلاب سال‌‏هايي را در زندان گذراند.
پرويز ورجاوند آخرين بار براي روز هفتم خرداد ماه سال جاري به شعبه سوم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت احضار شده بود. اتهام وي در اين پرونده «نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي» عنوان شده بود.

ورجاوند در دوران دبيرستان حدود سال هاي 30 يعني زماني که تنها 16 سال داشت اولين روزنامه چاپي ارگان دانش آموزان ايران را منتشر کرد:« در آن زمان دو جريان در محيط هاي آموزشي ايران غلبه داشت. جبهه ملي و حزب توده. ما جمعي از جوانان بوديم که بدون داشتن مددي در مقابل امکانات گسترده حزب توده که مستقيم از جماهير شوروي سازمان دهي مي شد ايستاده بوديم.»

 

 مرداد در لا به لاي هزار زنداني جاي گرفت. پس از آزادي به فعاليتش ادامه داد و رها نشد. در آخر براي ورود به دانشگاه تهران دچار مشكل شد:« به همين دليل رشته عالي نقشه برداري را انتخاب كردم. سپس درکنکور موفق و رشته باستان شناسي را ادامه دادم تا در ادامه توانستم فوق ليسانس علوم اجتماعي در ايران را بگيرم.»

 

تهران زادگاهش را دوست داشت اما خفقان دوران او را به فرانسه برد. کوشيد تا رشته هايي را که با رشته اش همسويي داشت مطالعه كند:« ديپلم انستيتو انسان شناسي را گرفتم و به مدرسه عالي لورو رفتم. هم زمان دکترايم را با موضوع معماري باستاني ايران كار مي كردم. دوره اي هم با عنوان نگرش در زمينه مرمت و بازپيرايي بناهاي تاريخي در سوربن فرانسه گذراندم.»

 

«با همه اين مدارك به دليل فعاليت سياسي با اينكه در امتحان استاد ياري ايران قبول شدم با استخدامم مخالفت شد. با کمک دکتر سياسي رئيس دانشگاه تهران و دکتر صديقي صفا و سيحون در دانشگاه درس مي دادم اما پولي نمي گرفتم. همان زمان بود كه در موسسه تحقيقات علوم اجتماعي دانشگاه تهران به عنوان رئيس بخش تحقيقات مردم شناسي و ايلات و عشاير شروع به کار کردم. 5 سال گذشت و مسئله ممنوعيت ها با تلاش هاي فراوان، از بين رفت و توانستم با سمت دانشياري حکمم را دريافت کنم. »

 

«پس از انقلاب 57 مسئوليت وزارت فرهنگ و هنر را در دولت بازرگان پذيرفتم. گروهي تلاش مي کردند تا مسائل فرهنگي ايران را در بن بست قرار دهند. همين گروه نمي خواستند چنين نهادي وجود داشته باشد. تصميم بر آن بود كه اين وزارتخانه با واحدي مانند وزارت علوم ادغام شود. به همين دليل دو بار استعفا کردم اما باز با اصرار بازرگان بازگشتم. اين وزارتخانه توانست در كوتاه ترين مدت 285 نفر از بزرگترين چهره هاي فرهنگي ايران را در زمينه هاي مختلف کنار هم گرد آورد و کميته هاي مختلف راتشكيل دهد. با نمايندگاني از آنها هفته اي يک بار جلسه مي گذاشتم.  اين كميته هاي در مدت كوتاه توانستند سياست گذاري هاي کلان کشور را در زمينه فرهنگ ايران تدوين کنند. من نيز سعي کردم سينماها را بازگشايي کنم و موضع گيري زياد بود. حتي يكي از فرمانداري ها براي مخالفت با اين كار در دو مرحله سينماي آن شهر را بست و جلوي سينما شن و ماسه ريخت.»  

 

تلاش براي به ثبت رساندن مجموعه تخت جمشيد ميدان نقش جهان و چغازنبيل را همه در فهرست كارههاي او قرار داده اند:« حتي يک اثر از آثار معتبر ايران تا آن زمان در مجموعه آثار جهاني يونسكو ثبت نشده بود. تا آن زمان و بعد از آن هم ثبت سه اثر در فهرست ميراث معنوي در يك جلسه بي سابقه بوده و هست. ما در يک نشست اين سه اثر را به ثبت رسانديم. من مسئوليت دنبال کردن پرونده را به شهريار عدل سپردم او بدون نقص كارش را انجام داد هم كارشناس بود و هم اعضاي يونسكو او را مي شناختند. ما هم از تهران با با 10 کشور تماس هايي را برقرار کرديم و از نفوذ خود استفاده كرديم.»


+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 16:56 توسط فرزانه سید سعیدی |

پس از طرح مبارزه با بدحجابی دولت اقدام به اجرای طرحی جدید به نام مبارزه با اراذل و اوباش کرد.طرحی که از ریشه اشتباه است.

در روانشناسی تربیتی موضوع تشویق و تنبیه با جزئیات آن تشریح شده است که اگر مسوولان کمی دقت کنند متوجه خواهند شد چنین تنبیهی برای جلوگیری از ارتکاب جرم به کلی غلط است و جز تبدیل کردن فرد به یک بیمار روانی اجتماعی چیزی در بر نخواهد داشت.

مسوولان امر بهتر است قبل از اجرای هر طرحی آنرا مورد بررسی قرار دهند.

ششمين شب جمع آوري اراذل و اوباش در تهران

نکته دیگر این است که در قانون مجازات هر عملی آورده شده است و مجریان قانون موظف به اجرای آن هستند.به عنوان مثال اگر فردی گوش فرد دیگری را برید در قانون نحوه برخورد با شخص خاطی تشریح شده است لذا نیازی به اجرای قانون دیگری نیست.

ششمين شب جمع آوري اراذل و اوباش در تهران-بلوار بلور سازي

تنها نتیجه ای که این طرح می تواند در بر داشته باشد ایجاد رعب و وحشت و تبدیل فضای جامعه به یک فضای امنیتی - پلیسی است .دومين شب جمع‌آوري اراذل و اوباش تهران در محله خاوران

آیا آفتابه انداختن به گردن فردی که فرض را برآن بگیریم قاتل است کاری صحیح است .می خواهیم از این کار چه نتیجه ای بگیریم ؟فرد اصلاح شود؟!! کمی کتابهای علوم تربیتی را بخوانید تا متوجه شوید که چنین برخوردهایی نتیجه عکس خواهد داد.

هدف از اجرای چنین طرحی ایجاد مدینه فاضله نیست بلکه مقاصد دیگری در میان است که بهتر است ملت کمی هشیارتر با چنین موضوعاتی مواجه شوند.

سومين شب جمع آوري اراذل و اوباش در خيابان رودكي

 

آیا با حیوانات وحشی نیز چنین رفتاری می شود؟!چگونه است که در یک کشور اروپایی که اتفاقا زنان آن بی حجاب هستند یک زن می تواند نیمه شب با امنیت کامل در خیابان قدم گذارد ولی در کشور ما که یک کشور اسلامی است و زنان آن باحجاب هستند خیابان ها روز روشن امنیت ندارد.

مسوولان !! کمی مطالعه بفرمایید و ببینید چه قوانینی در آن کشورها اجرا شده و چه تمهیداتی اندیشیده شده که آنجا چنین است و اینجا چنان!

سومين شب جمع آوري اراذل و اوباش در ميدان ابوذر

نکته دیگر این است که چگونه یک فردی که اراذل و اوباش نامیده می شود شناسایی می شود ؟آیا تعریفی مشخص در این زمینه وجود دارد؟در حال حاضر آقایان سه دسته شده اند .یا اراذل و اوباش هستند و یا بدحجاب و یا مومنی که در ظاهر آن مشخصاتی که جمهوری اسلامی به عنوان مومن اعلام کرده است را دارا هستند.مهم نیست که این مومن ظاهری در پشت این ظاهر چه می کند.

زنان هم که بیشتر بدحجاب هستند و البته بسیاری از زنان با حجاب چادر نیز با چنین اعمالی مخالفند.هیچ جای اسلام نخواندم که با زور و خشونت بر سرزنی حجاب کرده باشند.

زنده باد ایران  زنده باد آزادی

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 16:45 توسط فرزانه سید سعیدی |