تبليغاتX
دانستن حق مردم است

 

 

 

روزگاری شده است

که به غیر از انسان ـ

هیچ چیز ارزان نیست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 10:25 توسط فرزانه سید سعیدی |

 

وقتی دکتر سپنتا  وریر امور خارجه افقانستان به ایران آمد .  خانم روستایی خبر نگار روزنامه شرق که خود را " نماینده روزنامه  مستقل شرق"  معرفی کرد . از وزیر امور خارجه افغانستان  پرسید که " آیا بین قراد داد های جدید هند با آمریکا و نزدیکی ایران به هند در سال اخیر و افزایش فعالیت طالبان در جنوب و شرق افغانستان ارتباطی نیست " . وی به تلئیح اشاره کرد که پاکستان از نزدیکی آمریکا به هند و ایران به هند آزرده است و مخفیانه از تروریست های طالبان حمایت تازه ای می کند.

اتفاقا همان طور که قبلا در همین تار نما  با امضاء خبر نگار اعلاف نوشتم گفتم که  دکتر سپنتا از نطر خانم روستایی خوشش آمد و به تلویح آن را تایید کرد.

اکنون پرسش این است که آیا خانم روستایی ارتباطی بین افزایش جنگ در حنوب لبنان و دست مخفی جمهوری اسلامی در شعله ور کردن جنگ برای فراموش شدن مسئله هستی ایران نمی بیند؟

چگونه است که برای ارتباط هر چیزی با آمریکا و طالبان  آسمان و ریسمان  را به هم مبی بافند و به نطریه های کلی روی می آورند اما ارتباطی بین فرزندان محتشمی  در لبنان و جمهوری اسلامی و مسئله هسته ای ایران نمی بینند.؟

 در مورد لبنان و سفر چاوز هم موضع درست این است:  بر حسب موافقت یا مخالفت  آنها با  تقسیم قدرت و ثروت و فر صت های آموزشی برای همه شهروندان فارغ از دین ُ و نژاد است و آزادی بیان . زمانی توده ای ها  جبهه متحد خلق درست می کردند و برای آن اتحاد بهای سنگینی پرداخت شد . آزادی بیان برای همه را نمی توان قربانی کرد . اینکه طالبان ُ- حزب الله جنوب لبنان و چاوز در ونزوئلا با آمریکا در جنگ هستند  کافی نیست . معیار تعهد آنها در سیاست داخلی و  خارجی در تقسیم قد رت و ثروت و آزادی بیان ( که آن ها را می توان سوسیا لیسم و یا هر ایسم دگر نامید) . این که موضع گیری ها برای زندگی و آینده من ( انسان امروز در ایران چه نفعی دارد اهمیت دارد. )  چه تاثیر ی دارد . ما برای غیر نظامیان جنوب لبنان و غیر نظامیان اسرائیلی به یک سان متاسفیم . گور باباب هر دو حکومت اسرائیل و حزب الله جنوب لبنان . در این میان مردم هر دو سو قربانی مصالح حومت های خاور میانه می شوند.

ارنست همینگوی در داستان کوتاه " مردی روی پل" که هم ابراهیم گلستان و هم احمد گلشیری آن را ترجمه کرده اند. تاثیر جنگ های ظاهرا رهایی بخش در اسپانیا را بر پیر مردی که عزیز ان خود-  که چند حیوان خانگی بیش نیستند ـ  را در آتش جنگ ترک می کند - نشان می دهد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 12:2 توسط فرزانه سید سعیدی |

 فرزندان محتشمی زیر بمباران اسرائیل

 

همه می دانند که محتشمی ، وزیر سابق کشور که زمانی و هنوز هم از طایفه ی  سیاسی موسوم به اصلاح طلیان است و در دارالزهرای خود روضه ابوالفضل و سایر شهدای کربلا  می خواند ،در جنوب لبنان به دستور مقام های ایرانی به زایش طبیعی یا رستم زایی ( ببخشید خبر نگار اعلاف پارسی را پاس می دارد و سزارین را استفاده نمی کند) گروهی به نام حزب الله لبنان کمک های شایان کرده است و در آنجا بسیار محبوب است و هر چند تصاویرش مانند تصاویر رهبران انقلاب اسلامی در بیمارستانها و رسانه هایی نظیر المنار به دیوار ها نصب نشده است ، با این همه به درستی از دیدگاه آشنایان با خاور میانه ، حزب الله لبنان  فر زندان معنوی محتشمی هستند.  برای آنکه خاطرِ خطیرِ طرفداران نظام گذشته شاهنشاهی را هم آاسوده کنم ؛ یاد آور می شوم که در زمان شاه هم سر هنگ قدیر نامی  از برجستگان ساواک که هم اکنون در آمریکا ست مامور ارسال کمک مالی به شعیان جنوب لبنان و دستگاه اداری امام موسی صدر بود . گویا سرهنگ قدیر همه پول ها را به تشکیلات شیعه در لبنان هم نمی رساند و بخشی از آن را در جیب گشاد ش سرازیر می کرد . اگر به دعوای آقای جلاالدین فارسی و طرفداران موسی صدر در روز نامه های اصلاح طللب هم مراحعه کنید ، دم خروس کمک شاه سابق به  شیعه های جنوب لبنان معلوم می شود.

 به علاقه مندان تاریخ ابران هم خاطر نشان می کنم  که در دوران صفویه که برای تدوین کتاب های فقهی شیعه، آخوند بومی در اصفهان و قزوین ( پایتخت صفویه تا پبش از شاه عباس بزرگ) نبود ، زیرا تا آن زمان بیشتر فارسی زبانا ن سنی بودند. بنابر این از بحرین ، احسا ( جایی نزدیک بحرین و یمن) ، از یمن و یه ویژه از  جایی در لبنان  آن زمان  به نام جبل عامل مستشار و کار شناس شیعه وارد اصفهان می کردند. اگر خاطر جوانان خوش تیپ قدیمی مانده باشد ، وقتی امام جمعه کرمانشاه ( موسوم به  قرمسین در دوران اسلامی و باختران در دهه نخست انقلاب اسلامی ) به دست گروه رجوی به روش استشهادی ( انتحاری) به دیار باقی شتافت  ، دراخبار رادیو تلویزیونی  نام کامل " شهید محراب"  در کرمانشاه  را  "آیت الله اشرفی اصفهانی جبل عاملی " نامیدند. یعنی این فرد از اخلاف شیعه های لبنان بود .

با  این دیباچه  ناچیز می خواستم بگویم که حاکمان ایران در مقاطع مختلف به دلائل مختلف با جنوب لبنان، که در  گذشته های دور ودوران صفویه  در اختیار ایران نبود و تا جنگ اول جهانی در قلمروی عثمانی و بعد ها انگلیسی ها و به خصوص فرانسویان بود ، ارتباط داشتند وبرای خود حقوق بگیر می پروراندند.  در ضمن این روز ها  فرانسه هم اسرائیل را محکوم نکرد و فقط گفت این حمله " واکنش بیش از حد لزوم بوده است"و آمریکا هم گفته : این حمله در دفاع از خود بوده " یعنی دست اسرائیل درد نکند .

این روزها به تلویزیون المنار از جانب اسرائیل حمله هوایی شده تا دو سرباز اسرائیلی که در اختیار حزب الله لبنان است، آزاد شوند .گروه حماس خوشحال است چو ن که دو سرباز اسرائیلی هم در اختیار آنها ست و فکر می کنند می توانند  در مجموع این چهار سرباز را با هزاران زندانی فلسطینی ( اسرائیل حدود بیست هزار زندانی فلسطینی دارد) مبادله کند. لابد فردا هم در نماز جمعه تهران نماز گزاران علیه اسرائیل شعار های آبدار می دهند که گوش فلک را کر خواهند

کر د و احتمالا نماز گزاران از ضلع شرقی دانشگاه تهران تا میدان فلسطین ،( حدود 500 متر) راهپیمایی خواهند کرد . در حالیکه اسرائیل تمام راه های هوایی و در یایی  لبنان  را قطع کرده است. کشتی های جنگی اسرائیل وارد آبهای لبنان شده اند. خب ، هر چه باشد ، جمهوری اسلامی هم فر زندان خود را به مصاف اسرائیل فر ستاده است .

 پرسش نخست این است که این جنگ تازه را کدام  طرف  شروع کرده است ؟ اسرائیل ؟ یا حزب الله در جنوب لبنان؟

پرسش دوم : آیا من و شما در تهران و شهر های دیگر ایران که نان و ماست خودمان را می خوریم و فعلا در داخل مرز های ایران زندگی می کنیم ، باید بهای درگیری در جنوب لبنان را بدهیم ؟

پرسش سوم : آیا مردم ِغیر شیعه لبنان هم نظر خود را در باره حزب الله لبنان داده اند؟

راستی می دانید که مرز های لبنان و سوریه را در فردای پایان جنگ اول جهانی و فر وپاشی  امپراطوری عثمانی را چه کشور استعماری کشیده است؟ . بله ، فرانسه . برای همین است که رفیق حریری و مخالفان حزب الله لبنان و حتا مخالفان خاندان اسد در سوریه سر از فرانسه در می آورند و در آنجا خانه های باشکوه دارند و مصاحبه های دنبه ( این اصطلاح را از اکبر رادی نمایش نام نویس ایرانی در نمایش" ملودی شهر بارانی "وام گرفته ام)

خلا صه این که خاور میانه عروس هزار داماد است و  فقط یک حکومت غاصب ( اسرائیل ) ندارد ، بقیه هم دست کمی از غاصبان  ندارند و این میان خبر نگار علاف باید با مسافر کشی  منتظر یو م الله سهمیه بندی بنزین شود که مانند خیلی ها گلوی خود را بر ضد وضع موجود و دولت مهرورز دکتر مهندس احمدی نژاد جر دهد.

  به امید دیدار در خیابان های تهران در فردای سهمیه بندی یا گران شدن ( هم تراز با قیمت بین المللی) بنزین.   حجاب اسلامی فراموش نشود.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 15:5 توسط فرزانه سید سعیدی |

 

 

گاهی خسته ام از این شهر.

این همه برج

دست تمنا بر آسمان می سایند

از دست آدمی.

 

 

 

 

خسته از آدمی

تنهایی می بارد از آسمان.

 

 

 

 

 

 

 

 

" ما بی چرا زندگانیم "

کودکانمان تنها بزرگ می شوند

 

 

 

 

 

تنها عاشق می شوند

 

 

 

 

 

 

تنها می میرند

 

بی آغوش...

 

 

 

 

ما حتی غربت خود را در میان

میخانه هم گم نمی کنیم.

 

 

 

 

 

ما فکر نمی کنیم

خسته تر از آنیم.

ما اراده نمی کنیم راه برویم

حتی راه هم نمی رویم

ما عروسکهای آویخته از نخ هایی

نامرئی هستیم.

 

 

 

 

 

ما گمان می کنیم زنده ایم.

 

 

 

 

 

.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 10:21 توسط فرزانه سید سعیدی |

 

درحالیکه سخنگوی دولت هفته گذشته اعلام کرد رئیس جمهور دو روز دیگر دستهای در پس پرده در گرانی های اخیر را افشا خواهد کرد بعد از یک هفته رئیس جمهور افشاگری جالبی کرد.

رئیس جمهور با ابراز تاسف از اینکه برخی ‌برای بهره برداری سیاسی جناحی و گروهی از گران شدن تعدادی از کالاها و اعمال فشار بر مردم، خوشحال شده و با بزرگ نمایی و تبلیغات و جوسازی به آن دامن می ‌زنند، گفت: به دلیل اشتباه یک فرد قیمت خرید شیر از دامداران 30 تومان در هر لیتر افزایش پیدا کرد که این امر منجر به افزایش قیمت لبنیات شد و در پی آن جوسازی های گسترده به منظور دامن زدن به گرانی ‌ها صورت گرفت، در حالی که دولت دستور بازگشت قیمت خرید شیر به قبل و کاهش قیمت را صادر کرده است.

رئیس جمهور درباره گرانی مسکن نیز  با ابراز تاسف از افزايش اجاره بها به دلايل واهي و جنجال‌سازي تبليغاتي براي افزايش قيمت مسكن گفت: براساس گزارشها اجاره مسكن بدون دليل معتبري بيش از ‪ ۲۰‬درصد افزايش داشته است و در حالي كه در اقتصاد كشور اتفاق و بحراني روي نداده است، عده‌اي با جار و جنجال و دامن زدن به جو رواني براي هموطنان خود مشكل ايجاد مي‌كنند.

رئيس جهور با تاكيد بر اين‌كه دولت براي بخش مسكن كشور برنامه ريزي كرده است به صاحبان خانه نيز توصيه كرد حال مستاجران را رعايت كرده و براساس انصاف عمل كنند تا دولت مجبور به دخالت و تصميم‌گيري در اين مورد نشود.

بر اساس برخی خبرها به صاحبان مطبوعات توصیه شده تا به مسائل گرانی های اخیر دامن نزنند-مدعیان معتقدند که جنجال سازی سبب افزایش قیمتها شده است.

افشاگری از نوع احمدی نژاد

گروهها ُجناح ها و برخی افراد و اخیرا یک شیر فروش عاملان گرانی های اخیر هستند ضمن اینکه رسانه ها نیز با ادعای دامن زدن به گرانی ها به متخلفین افزوده شده اند!

واقعا از رئیس جمهور متشکریم که عاملان گرانی ها را معرفی و به عبارتی افشا کردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 11:24 توسط فرزانه سید سعیدی |

 می اندیشم پس نیستم

 

از خودم می پرسم که چرا دکارت فیلسوف فرانسوی در سد ه17 میلادی  شک کردن را با این جمله شروع کرد : " می اندیشم پس هستم " .؟ به خودم پاسخ می دهم که او به جدایی جسم و فکر یا جسم و جان معتقد بود . او بنا به تجربیات زمان خود، فکر می کرد که جسم در زمان و مکان حرکت دارد . برای مثال ، من برای تایپ این حروف  در رایانه خودم، دستم را حرکت می دهم اما برای آنکه به مخاطبم بیاندیشم هیچ حرکتی  در مغز من انجام نمی شود . در زمان دکارت هنوز حرکت پیام های شیمیایی و عصبی در سلول های مغز کشف نشده بود و لذا دکارت  فکر را در قلمروی ماورای طبیعت ( متا فیزیک) قرار دارد و بعد ها باکشف حرکت پیام های عصبی، فکر از ماورای طبیعت به عالم ماده سقوط کرد.  در سده 17 برای آنکه وجود فکر را اثبات کنی به آن شک می کردی . در واقع دکارت فکر می کرد : من نمی توانم شک کنم که دارم شک می کنم پس هستم .

اما در سده 21 و در ساحت اینتر نت  با خلق دنیای مجازی فکر کردن به حرکت با سرعت برق در زمان و مکان مجازی بدل شده  است . در حالیکه که تلفن ، تلگراف و نامه نوشتن فکر کردن را فقط در ساحت واقعیت عینی ممکن می ساخت . به عبارت دیگر  اینتر نت بود که " مرگ مولف " را عینیت داد و امکان نبو دن در دنیای بودن ها را ممکن ساخت. پس در دنیای اینترنت می توانی " بیاندیشی و نباشی".

کار کرد رژیم های خود کامه  در عصر اینترنت این است که  وجود تو را از دنیای عینی هم زبان های خودت حذف می کند . یعنی به محض اندیشیدن در حوزه های غیر مجاز به ناگزیر به راه های زیر کشانده می شوی :

-         مر گ مولف : خبر نگار علاف می شوی و دیگر وجود واقعی نداری و مجازی می شوی.

-          

-         به خارج پناهنده می شوی . نظیر : علی افشاری ، فخر آور ، نبوی ، کورش صحتی ، مسعود بهنود ، کارکنان رادیو فردا ، رادیو آمریکا ، بی بی سی فارسی و غیره

-          

-         به زندان می روی ( معمولا قبل از پناهندگی) و قهرمان می شوی و یا تواب و سرخورده .

-         به اکثریت مردم می پیوندی که فقط گلیم خود را از آب بیرون می کشند و هر که خر شد پالانش می شوی .

-          فکر تغییر جهان پیرامون را رها می کنی و به کلاس های روانشناسی می روی و خودت را تغییر می دهی. به اصطلاح قدما " تن رها کن تا پیراهن نخواهی" ویا گلستان سعدی و مرزبان نامه و قابوس نامه می خوانی تا طرز بقا در این جنگل مولای ایرانیان پارسی گوی شیرین گفتار را بیاموزی. (خبر نگار علاف این روز ها مشغول چنین کاری است).

-          

پس خبرنگار علاف به لطف دنیای مجازی اینترنت می تواند " بیاندیشد و نباشد" . بنابر این اگر دکارت امروز زنده بود جمله خود را برای شک کردن این طور اصلاح می کرد :

"می اندیشم پس نیستم ". چون بودن پس از اندیشیدن در رژیم های خود کامه کاری ست کارستان است. آزادی بیان و آزادی بعد از بیان  تجملی است که رژیم های خود کامه  آن را در اختیار شهر وندان ( بخوانید رعایا)  خود قرار نمی دهند.

در روز هیجدهم تیر ماه از مخاطبان خود می پرسم که برای توسعه آزادی بیان ، آزادی احزاب غیر دولتی و غیر یارانه ای  چه راه حل هایی سراغ دارند و لطفا آن ها را با خبر نگار علاف در میان بگذارند.

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 15:34 توسط فرزانه سید سعیدی |

مبارزه فرهنگی جمهوری اسلامی با آزادی پوشش

 

اگر یادتان باشد احمدی نژاد و مشاورانش نظیر آقای  کلهر در دوران مبارزات انتخاباتی تکذیب می کردند که در صورت پیروزی به پوشش زنان توجه یا به اصطلا ح جوانانه تر "گیر" خواهند داد و می گفتند که اینها تبلیغات بعضی از رقبا ست. اما پس از انتخاب شدن به مقام ریاست جمهوری ، گشت ارشاد درست شد که باز هم طبق سنت این چند سال با  اعتراض افکار عمومی روبروشد و حتارئیس جمهور احمدی نژاد  هم عقب نشست . همان طور که در سال های آخری دولت خاتمی بخش نامه نیروی انتظامی برای مانتو های استاندارد با شکست روبرو شده بود و تنها به بازار ماتنو های قاچاق دامن زد ه بود.

 با این همه تلویزیون جمهوری اسلامی به دستور آقای  احمدی نژاد  پس از مفتضح شدن گشت ارشاد زنان به نحو  زیرکانه ای در  شیکه خبر تلویزیون جمهوری اسلامی تقریبا هر شب به بررسی پوشش زنان و مردان می پردازد و به دلائل گاهی" ملی گرایانه و از دیدگاه تقویت اقتصاد ملی و صنایع نساجی و تولیدی" از حجاب اسلامی و ملی با کمک مصاحبه های خیابانی یک طرفه برنامه سازی  و  شستو شوی مغزی می کند . تا اگر بزوردگنگ و گشت ارشاد  نشد، از طریق بر نامه های تلویزیونی برای آزادی پوشش زنان و مردان موانعی بتراشند.

از این خبر نگار مآبان تلویزیونی و تحلیل گران ریز و درشت ریش دار و بی ریش متخصص در پوشش اسلامی  و ملی می پرسم :

1- چطور است که وقتی آنهمه چادر مشکی از کره  ، اندونزی و پاکستان و ژاپن وارد کشور می شود به یاد صنایع نساجی و تولید ملی یوشاک  نمی افتید؟                                                       

 2- چرا صدای آنهمه دختر و پسر به اصطلاح شما بد حجاب را از رسانه های خود پخش نمی کنید ؟ در اتوبوس و خیابان و مترو اکثریت با کدام است ؟ بد حجاب ها یا محجبه های جمهوری اسلامی پسند؟ اگر اگثریت با بد حجاب هاست .که هست . دیگر معلوم است  مردم خواست مشخصی دارند و آن بهره مندی از آزادی انتخاب نوع پوشش.                                              

 3- آیا از بیست و هفت سال پیش تا کنون روند پوشش به سمت معیار های جمهوری اسلامی پیش رفته است یا بر عکس به سمت امروز ی شدن و مد روز جهان غرب .؟ اگر دومی درست است پس دیگر شکست این حقه  رسانه ای جمهوری اسلامی  برای مبارزه با آزادی پوشش هم از هم اکنون مشخص است . فقط باید گفت احمدی نژاد مانند اسلاف خود " عرض خود می برد و زحمت ما می دارد."                                                                                                 

خبرنگار علاف

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 0:37 توسط فرزانه سید سعیدی |

  اقتصاد ِدین را جدی بگیریم 

 

 آقای گنجی در سفر اروپای خود در گفت و گو با رادیو صدای آمریکا در سه شنبه شب 13 تیر ماه ، در یاره جدایی دین از سیاست در رژیم بعد از جمهوری اسلامی گفت : " دین دولتی و دولت دینی  نمی خواهیم .اما دین در حوزه عمو می و خصوصی خواهد ماند و قابل حذف شدن نیست . همانطور که حزبی مانند  حزب دمکرات مسیحی در آلمان فعال است و مسیحیان در آن فعال هستند. و بزرگترین جامعه دینی در غرب ، آمریکا است اما حکومت آنجا  دینی نیست"

باید به این نکته توجه کرد که حوزه عمومی که آقای گنجی آن را مانند روشنفکران موسوم به روشنفکران دینی تعریف می کند در ایرانِ فعلی وجود ندارد و فقط حوزه خصوصی بقول حافظ

 " ترسِِِِ محتسب خورده" و حوزه دولتی وسیع که تا اتاق خوابِ مردم هم گاهی سرک می کشد ،وجود دارند ودر مقابل  حوزه عمومی در غرب با شکل گیری جامعه مدنی مستقل از دولتها ی غربی رشد کرد ه است . بنا بر این حوزه عمومی فقط در عالم ذهن در ایران وجود دارد و در فردای براندازی رژیم جمهوری خلق الساعه بو جود نخواهد آمد که   دین به آن حوزه رانده شود.

 

در ضمن آقای گنجی نیازمند یادآوری هستند که در ایران امروز طبق آمار رسمی بیش از یکصد و هتشتاد هزار روحانی عضو ستاد مساجد خود را  به ثبت رساند ه اند. تنها درشهر  قم بیش از سی و پنج هزار طلبه و مدرس دینی کارو زندگی می کنند و از آغاز بر اندازی رژیم شاه به مساجد قبل از انقلاب اسلامی بیش از سه هزار مسجد،وبه  هر کدام چند باب مغازه و حتا یک باب شعبه بانک افزوده شد ه است . این مساجد در کنار در آمد های برگزاری مراسم ختم در گذشتگان که برای هر یک تا دو ساعت برنامه کمتر از دویست هزار تومان نمی گیرند ، کلاس های رایانه ، زبان های عربی و انگلیسی کالس های کنکور و موسیقی و اخیرا هم طبخ غذا و فروش آن به  شیوه " بگیر و ببر" افزوده اند و دیگر لازم نیست درآمد مساجد حاصل از اجاره بانک ها و مغزه ها و سرقفلی همنگفت آنها بر شمارم .

 خلاصه میر اث جمهوری اسلامی اقتصاد دینی مستحکم است که پس از سقوط آن باقی می ماند و می تواند   به تربیت آخوند و مبلغان دینی و تشکیلات سیاسی بپر دازد و سال ها بعد حکومت را بار دیگر بدست بگیرد. همان طور رضا شاه فکر نمی کرد با فر ستادن روحانیون به قم و محدود کردن آنها در کار های حکومتی ، پنجاه سال بعد روحانیان خود سازی بکنند و پسر ش را از تخت سلطنت بیاندازند.

قصدم باز نمودن مسئله ای  بود که  ساده می نماید اما بسیار پیچیده است  و باید پیش از سقوط رژیم جمهوری اسلامی  در باره اقصاد دین شیعه فکر ی  کرد و نباید موکول به آیند ه شود .

 

ویل دورانت مورخ تمدن بشری در کتاب هایش  به نحو متقاعد کنند های ثابت می کند که " دین هفت جان دارد و در تاریخ بشری چندین بار به کنج خانه و حوزه خصوصی رانده شد اما هر بار قدرتمند تر از قبل به حکومت  باز گشت" .

 

خبر نگار علاف

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 23:6 توسط فرزانه سید سعیدی |

اگر شما يك كارگر بوديد كه ماهانه 150 هزار تومان دريافتي‌تان بود و مجبور بوديد 250 هزار تومان پول اجاره بدهيد، 50 هزار تومان پول،‌ آب، برق و تلفن، 20 هزار تومان پول بهداشت و 100 هزار تومان پول خوراك، چگونه با اين 150 هزار تومان زندگي را مي‌گذرانديد كه آقاي جهرمي خطاب به كارگران مي‌گويد خويشتن‌داري كنيد، خويشتن‌داري به چه معناست؟، خويشتن‌داري به معناي سكوت، معجزه يا اعتراض نكردن، كدام يك؟ فکر نمی کنم با پرداخت وام یا سهام عدالت مشکلی از کارگران حل شودُ .من خواهش مي‌كنم اين سوال را بدون اين‌كه مشكلات را تقصير دولت‌هاي قبل بيندازيد، به صورت صريح پاسخ دهيد؟

این سوال من از سخنگوي دولت دولت بود که در پاسخ گفت: اگر من يك روزنامه‌نگار بودم، آن وقت كه دولت حداقل حقوق كارگران را افزايش داد و آن را به 150 هزار تومان رساند، اين‌قدر به دولت فشار نمي‌آوردم كه افزايش حقوق كارگران باعث ايجاد بحران كارگري و توليد شده است، اين‌قدر دولت را به خاطر حمايت از اين قشر محروم تحت فشار قرار نمي‌دادم.

الهام گفت: من يك كارگر به معناي عام هستم. من يك معلم هستم و در ضمن هيچ‌وقت 50 هزار تومان پول برق نداده‌ام. من نمي‌دانم در خانه‌ي كارگري كه شما مدنظرتان است چه وسايل برقي استفاده مي‌شود كه 50 هزار تومان پول برقش شده است؟

من خطاب به الهام گفتم: منظورم پول آب، برق  گاز و تلفن است، الهام گفت: اينها جمعشان به 50 هزار تومان نمي‌رسد.

من گفتم:قبول کنید با ۱۵۰ هزار تومان نمی توان زندگی کرد.

الهام ادامه داد: ایجاد فضای التهاب و تبلیغات نادرست و غیر واقعی که فرآیندی در جهت گرانی به مردم ُجلوگیری از سیاستهای عدالت گرایانه و جلوگیری از سیاستهای اشتغال است با پیش داوری و جلوگیری از هر نوع پاسخ تحویلی ما را نگران می کند که باز هم کسانی می خواهند طبقات پایین را تحت فشار قرار دهند.

سخنگوي دولت گفت: به نظر من تبليغاتي كه به وجود آورده‌اند بيشتر به طبقات پايين فشار مي‌آورد. طرح اين‌گونه مسائل براي من سوال‌بر‌انگيز است.

الهام تصريح كرد: آقاي رييس‌جمهور به زودي، امروز يا فردا در مورد اين مسأله و مسائل پشت پرده‌ي آن با مردم به صورت شفاف صحبت مي‌كند و ما معتقديم كه يكي از مخاطبان اصلي اين دولت كارگران و اقشار كارمند هستند.

وي با بيان اين‌كه تاكنون بيشتر مصوبات دولت در جهت حمايت از حقوق كارگران بوده است، گفت: اين قشر اعتماد زيادي به دولت دارد و مطمئنا اگر رييس‌جمهور بدون واسطه با آنها صحبت كند، حرف رييس‌جمهور را مي‌پذيرند و اعتمادشان افزايش پيدا مي‌كند، ما منتظريم رييس جمهور هرچه زودتر با مردم در اين ارتباط صحبت كند.

به نظر می رسد آقای الهام در زندگی بسیار بسیار صرفه جو و قناعت گر باشد که پول آب و برق و گاز و تلفن و اینترنت منزلش به ۵۰ هزار تومان نمی رسد.اصلا کارگر را چه به روشنایی و اینترنت و صحبت با تلفن !بقیه هزینه ها هم مهم نیست.مثل اینکه پول برق از همه مهمتر بود.

در مدت این چند سالی که خبرنگارم شاید تنها چند بار جواب واقعی سوال خود را گرفته باشم.این سوال نیز بی پاسخ ماند .من جوابی برای چگونگی زندگی با این وضعیت نگرفتم.

ای کاش می توانستم در رسالت واقعی خود موفق باشم و با قاطعیت بیشتر از مسوولان جواب بخواهم.در هر صورت سعی خود را خواهم کرد.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 18:41 توسط فرزانه سید سعیدی |

 


به جست و جوي تو
بر درگاه ِ كوه ميگريم،
در آستانه دريا و علف.

به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم
در چار راه فصول،
در چار چوب شكسته پنجره ئي
كه آسمان ابر آلوده را
قابي كهنه مي گيرد.
***
به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالي
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟
***
جريان باد را پذيرفتن
و عشق را
كه خواهر مرگ است.-

و جاودانگي
رازش را
با تو درميان نهاد.
***
پس به هيئت گنجي در آمدي:
بايسته وآزانگيز
گنجي از آن دست
كه تملك خاك را و دياران را
از اين سان
دلپذير كرده است!
***
نامت سپيده دمي است كه بر پيشاني آفتاب مي گذرد
- متبرك باد نام تو -

و ما همچنان
 دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را...


 

 

 

 

 

 

 

 

 

.

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 9:43 توسط فرزانه سید سعیدی |

 چندی است که روزنامه شرق ، بویژه بخش تاریخ آن به استقبال تاریخ مشروطه و آن هم جشن یکصدمین سال ان رفته است . در این استقبال از روز های 14 و 15 مرداد ، رونامه ای که خود را " پر تیراژ ترین روزنامه غیر دولتی "می داند  فرصتی برای عرض اندام شخصیت های معروف به اصلاح طلبی نظیر آقایان مجمد خاتمی کروبی ، رفسنجانی  به عنوان سخن رانان جشن  یکصدمین سال مشروطیت فراهم می کند. یکی از گردانندگان این جشن اقای مسجد جامعی ، وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی است . با توجه به مصاحبه او با روزنامه شرق و معرفی کتاب محمد خاتمی  در باره متفکران صدر مشروطیت که آنها را " واله های  فرنگ  نامیده  و سخن رانی های آ قا جری به مناسبت های مختلف از جمله نقد و بررسی کتاب " مشروطه ایرانی " نوشته ما شاءالله آجودانی در دانشگاه تربیت مدرس و در باره شریعتی و نیز بحث های آقای علوی تبار در باره تجدد در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در می یابیم که اصلاح طلبان دولتی ، غیر دولتی ، عرفی و ملی و مذهبی با هر عنوان و برچسبی که باشند قصد دارند که ضمن معرفی خود به عنوان " روشنفکر دینی " ، اندیشه ورزان مشروطیت ، نظیر طالبوف و مستشارالدوله را   همفکر خود بدانند و ملکم خان و میرزا فتحعلی آوخوند زاده را  " مستفرنگ " و " واله های فرنگ".

پیشاپیش این جشن  باید از برگزار کنندگان اصلاح طلب که خود را روشنفکر دینی می دانند پرسید:

- آ یا مردم سالاری به معانی آزادی اجتماعات، بیان ، روزنامه ها و حق رای برای همه و برابری همه ادیان و اقوام در برابر قانون که از نظر شیخ فضل الله نوری کفر بود ، در پیش از اسلام ، در دوران هخامنشی و اشکانی و ساسانی و نیز  پس از اسلام   سابقه داشته است ؟ و اگر نه پس از فرنگ آمده اند  وباید مثل هر مفهوم جدیدی آموخت یا خیر؟

- آیا کلماتی نظیر " ... شورا وبینهم .." در نصوص اسلامی هیچ سابقه ای برای تشکیل پارلمان و انتخابات و رای دادن به معنای مدرن آن محسوب می شود؟

- آیا می توان تشکیلات  مثلا گرد همایی از اشراف و طبقات مرفه در مجلسی به نام " مهستان" در دوران اشکانی را زیر بنای مشروطیت دانست ؟ اگر خیر،پس از غرب آموختن چی بدی دارد و غربی بودن چه را عیب است ؟. به هر حال پاره ای از علوم جدید و سامان زندگی سیاسی در ایران از غرب می آید . وگر نه  پیش از آنکه ملکم خان و میر زا فتحعلی آخوند زاده از دمکراسی ، سوسیال دمکراسی و آزادی بیان و قانون بگویند ، حتا یک کلمه به این مفاهیم در نصوص

 اسلا می و متون فارسی پیش از اسلام اشاره نشده است و پیش از مشروطیت عقل روحانیون و این  به مفاهیم قد نمی داد.می داد؟  چرا قانون اساسی اعتباری و قابل تغییر درا یران پیش از مشروطیت سابقه نداشت؟

چرا منشور بزرگ ( مگنا کارتا) در قرن سیزده میلادی که اختیارات شاه را هفت قرن پیش محدود می کرد و محدود کنند گان هم ارباب کلیسا بودند در ایران دوران سعدی و حافظ رخ داد و منتشر نشد.؟

 

 

اصلاح طلبان یکبار در 1376 بر موج تحول خواهی مردم شهر نشین  سوار شدند و جامعه مدنی را مصادره به مطلوب کردند و از آن " جامعه مدینه النبی " ساختند و این بار می خواهند مشروطیت را ختم به خود کنند و آن را هم با" تقلیل و تطبیق" به شیو ه ای  که مشاء الله آجودانی نوشته  با منافع خود سازگارسازند. باید خطاب به اینان بار  دیگر پس از صد سال گفت  : 

" ای گاو مجسم مشروطه مشروعه نمی شود". این جمله را مجتهد معتبری در  نجف در پاسخ به یک اجتهاد شرعی به روحانی دیگری در تهران ( طهران ) نوشت.

 

 

خبرنگار علاف

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 12:3 توسط فرزانه سید سعیدی |

 

حق با اوست

 

در این مقطع  مذاکره با آمریکا هیچ سودی برای رژیم جمهوری اسلامی ندارد . ولایتی ، مشاور ، رهبر نظام جمهوری اسلامی هم درست می گوید که بین گرانی قیمت مرغ و مذاکره با آمریکا رایطه ای نمی بیند. مذاکراه با آمریکا به تشخیص رهبر انقلاب اسلامی تضمین بقا به رژیم نمی دهد سهل است که شفافیت دیپلماتیک ناشی از این نوع مذاکرات راز ها و نقاط ضعف رژیم را فاش خواهد کرد و موضوعاتی نظیر حقوق بشر و زنان و حق شکل گیری تشکلات مستقل نظیر سندیکای رانند گان و کارکنان اتوبوس رانی در تهران و سایر کارگران به بحران های اجتماعی و اقتصادی و در نهایت سیاسی می انجامد .

بنابر این نگرانی ها، رژیم حق دارد انزوا را انتخاب کند. اما اصلاح طلبان و افراد منفعل سیاسی می خواهند آنچه خود نمی توانند با مبارزه سیاسی بدست آورند به مدد عادی سازی رابطه با آمریکا بدون دادن هیچ بهایی به قدرت و آسایش برسند و بگویند : " دیدی گفتم که محافظه کاران یا اصول گرایان هم با آکریکا کنار می آیند؟"

 آصلاح طلبان از هر نوع که باشند : رادیکال ، دولتی و غیر دولتی ، عرفی ، ملی و مذهبی   ، باید بدانند که مبارزه خود را بگردن آمریکا نیاندازند. اگر هم این کاره نیستند خاموش بشوند و از سیاست کناره بگیرند .اما اگرکناره بگیرند از قدرت آینده کنار خواهند ماند ، پس از جناح دیگر را به سوی مذاکره سوق می دهند . کور خوانده اند حریف زرنگ است و می داند راز ماندن در انزوا است و تا تضمین ماندن از آمریکا نگیرد ، دست از غنی سازی اورانیوم ویا هر آنچه که آمریکا از آن بترسد ، نخواهد کشید.

 

 

خبرنگار علاف

+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 20:52 توسط فرزانه سید سعیدی |

وزير كار و امور اجتماعي گفت:كارگران براي حفظ كار و بنگاه اقتصادي و حرفه خود و صلاح كارفرمايان با خويشتن داري حقوق 150 هزار تومان را تحمل كنند.

این سخن جهرمی در حالی است که بهای اجاره مسکن در تهران افزایش یافته است البته وزیر مسکن و شهرسازی این موضوع را تکذیب کرده اند اما واقعیت این است که نرخ مسکن در چند ماهه اخیر سیر صعودی و بی سابقه ای داشته است.

یک حساب عامیانه برای یک خانواده ۴ نفره و صرفه جوی کارگر:

اجاره مسکن:۳۰۰ هزار تومان

آب و برق و تلفن: ۵۰ هزار تومان

خوراک و پوشاک :۱۰۰ هزار تومان

تحصیل : ۵۰ هزار تومان

بدون احتساب مسافرت ُ بیماری و سایر هزینه ها یک خانواده ۴ نفری حداقل ۵۰۰ هزار تومان باید هزینه کند ُ آقای جهرمی شما می خواهید کارگران مثل رئیس جمهور محترم شما معجزه کنند.هیچ هاله نوری بالای سر کارگران نیست.آنها با واقعیت زندگی می کنند.

قصد توهین به کارگران ُ کارمندان و بطور کلی مردم را ندارم اما خطاب به مسوولان کشور می گویم با این مملکتی که درست کرده اید با مصادیق فساد هم مبارزه می کنید؟!!!شما خود نمونه بارز و مصداق فساد هستید.

روزنامه کیهان در اقدامی بی سابقه در شماره روز گذشته خود عملکرد دولت در چند ماهه اخیر را به بوته نقد کشید و در تیتر صفحه یک خود با عنوان "داد مردم از بیداد گرانی" گرانی های اخیر اقلام سبد خانوار را مورد انتقاد قرار داد.

غلامحسین الهام روز گذشته گفت:دولت در چند ماهه اخیر به جای بحث در مورد تئوری های نظری به بخشی از کارکردهای عملی دست زده است.من این سخن الهام را تایید می کنم .

دولت بدون بررسی کارشناسانه و برگزاری جلسات اقتصادی با صاحبنظران تصمیمات مهمی اخذ می کند که سبب افزایش تورم در کشور شده است در همین حال عملکرد خود را توجیه کرده و تورم را به دولت پیشین نسبت می دهد.

کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی که الهام به طرح آن افتخار می کند بدون کاهش نرخ تورم سبب مشکلات عدیده در اقتصاد کشور می شود.

توزیع سهام عدالت بر اساس اظهارات کارشناسان اقتصادی تورم زا است.

افزایش تعرفه گوشی تلفن همراه به بهانه استفاده از تولید داخلی در حالی صورت می گیرد که اصلا تولید داخلی در این بخش وجود ندارد و گرانی گوشی تلفن همراه به نفع سود عده ای شد که احتمالا از افزایش نرخ با خبر بوده اند.

دولت چندی پیش از کاهش نرخ تورم در کشور خبر داده بود که بر حسب اعلام بانک مرکزی به ۱۱ درصد رسیده است درحالیکه که کارشناسان اقتصادی نرخ واقعی را بالاتر از ۲۰ درصد اعلام می کنند.

سهمیه بندی بنزین نه تنها سبب رونق بازار زیر زمینی فروش کوپن های بنزین می شود بلکه فشار مضاعفی بر قشر مسافر کش که با خودروهای شخصی و موتور مبادرت به امرار معاش می کنند وارد خواهد کرد.

اقدامات اشتباه اقتصادی دولت در چند ماهه اخیر سبب شد که ۵۰ اقتصاد دان در اعتراض به سیاستهای دولت بیانیه ای منتشر کنند اما سخنگوی دولت این بیانیه را سیاسی عنوان کرد.

رفتار اقتصادی دولت احمدی نژاد که با شعار عدالت محوری و حمایت از قشر فقیر و محروم جامعه در انتخابات پیروز شدُ قابل تحلیل نیست و به صراحت می گویم که بیداد گرانی به فریاد گرانی تبدیل خواهد شد.آنگاه لازم است که به جای مردم مسوولان خویشتن داری کنند .شاید اینگونه بهتر هم باشد.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 17:2 توسط فرزانه سید سعیدی |

 

تنها انسان گريان نيست
من ديده ام پرندگان را
 من برگ و باد و باران را 
 گريان ديده ام

 
 تنها انسان گريان نيست
 تنها انسان نيست كه مي سرايد
من سرودها از سنگ
 نغمه ها از گياهان شنيده ام


من خود شنيده ام سرودي از باد و برگ
 تنها انسان سرود خوان نيست
تنها انسان نيست كه دوست مي دارد
دريا و بادبان
 خورشيد و كشتزاران يكسر
عاشقانند

 
تنها انسان تنهايي بزرگست
 انسان مرگ راي
انديشه هاي مرگش ويرانگر

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 .

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 9:43 توسط فرزانه سید سعیدی |

 جوان سری و گنجی:

 آقای گنجی هر چند میان سال است اما اهل دگر گون شدن . چنان نماند و چنین هم نمی ماند . یعنی تا زمانی که آدمی زاده تغییر رای می دهد جوان بشمار می آید ، دیگر فرقی ندارد که شناسنامه چند سال را نشان می دهد. آقای گنجی از سال های اول انقلاب که به گفته خودش در سپاه پاسداران کار می کرد تا به امروز که از سیاست مقاومت منفی گاندی و به شعار " ببخش و فراموش نکن" رسیده است راه بسیار ی راطی کرده است . از آن زمان تابه  این زمان" بسیار گردیده" است و همین  قدرت تغییر از او اندیشه ورزی جوان می سازد و تا زمانی که همین دگر گون شدن را در انبان جان خودش ذخیره دارد جوان است و نه به حکم شناسنامه میان سال.

 

اما با این همه از ویژگی های جوانی ، جوان سری هم هست که آن را به خوش خیالی هم می توان تعبیر کرد. آقای گنجی در واپسین تحول اندیشگی که پذیرفته به انقلاب مخملین که در آن دگرگون شدن رژیم بدون ریخته شدن خون از بینی کسی است ، دل بسته است و به گفته خودش در میز گردی با رادیو صدای آمریکا به نلسون مندلا ، نخستین رئیس جمهور سیاه پوست آفریقای جنوبی و گاندی اقتدا می کند.

نگارنده می خواهد بگوید که انتظار انقلاب مخملین در ایران خوش خیالی است زیرا که این نوع انقلاب ها در کشور های اروپای شرقی ایی تجربه شده که در آنجا غرب ( آمریکا و اروپای غربی) فرصت کافی به مدت چندین دهه برای آموزش و افکار سازی مخالفان و دمکراسی خواهان وقت مصروف داشته اند و مذ اهب مسحیت از جمله فر قه های کاتولیک و ارتودکس بیش از یک سده روند عرفی شدن را در آن کشور ها طی کرده  و پشتیبان دمکراسی نوع غربی  هم بوده اند ونه مخالف آن. در این کشور ها در فاصله سالهای بعد از جنگ دوم جهانی تا فرو پاشی شوروی تشکیلات مدنی و غیر دولتی به نحو برگشت ناپذیری قوام گرفته بوده اند . همه این کشور های اروپای شرقی خریدار جنس های بنجول شوروی اما وام گیرنده از بانک جهانی بوده اند ، در نتیجه اهرم های اقتصادی علیه دولت های مستبد حاکم بر آنها کارگر افتادخ بود، در حالیکه در خاور میانه بخصوص ایران در آمد نفتی دولتها را در برابر فشار های غرب واکسینه می کند و از نظر مردم و افکار عمومی بی نیاز.

 

 آقای گنجی نلسون مندلا را مثال می زند که حدود سه دهه دز زندان بود و دشمنان خود را بخشید. اما آقای گنجی به یاد نمی آورد که اگر همکاری آخرین رئیس جمهور سفید پوست حکومت آپارتاید با نلسون مندلا نبود انتقال قدرت از سفید پوستان به اکثریت سیاه پوست به آرامی و تقریبا بدون خون ریزی صورت نمی گرفت . اگر یاد آقای گنجی باشد ، مندلا با کلارک ، آخرین رئیس جمهور سفید پوست آفریقای جنوبی جایزه صلح نوبل را مشترکا دریافت کردند. در ایران در میان رهبران فعلی انقلاب آقای کلارکی پیدا نمی شود و کیش شخصیت آنقدر ریشه دوانده که اگر به مانند مندلا کسی به قدرت برسد به اختیار خود بعد از چهار سال کنار نمی رود و به شخصیت عادی بدل نمی گردد. یعنی مردم بت ساز و خود کامه ساز آنقدر پیزور لای پالان زمام دار خود می گذارند که طرف هوا برش می دارد و امر بر او مشتبه می شود و دیگر از اریکه قدرت پایین نمی آید و اگر بیاید همچنان شریک آن می ماند.

آقای گنجی مهاتما گاندی را مثال می زند ، اما یادش نمی آید که گاندی اندیشه ی

 " مقاومت منفی و دوری از خشونت را در مبارزه سیاسی " را از لئون تولستوی ، نویسنده روسی فرا گرفت." گاندی جوان ، در زمانی که در آفریقای جنوبی به عنوان حقوق دانی هندی کار می کرد انجمن دوستداران تولستوی تشکیل داد ه بود و بعد ها بذر این اندیشه ی " عدم توسل به خشونت" را در زمینِ مساعدِ شبه قاره ی هند پاشید. آیا در ایران،که بجز یک یا دواستثناء ، هرگز زندگی زمامداران بدون خونریزی همراه نبود و کشور نادر شاه و سلطان محمود غزنوی و آغا محمد خان قاجار و دیگران است و انقلاب اخیر  آن با خون ریزی اندک شروع شد ولی بعدا " افتاد مشکل ها" و بیش از یکصد و بیست هزار نفر اعدامی و میلیون ها پناهنده و مهاجر به جهان صادر کرده و آنهمه در جنگ هشت ساله تلفات داده ، بازهم می توان به" همه گیر شدن سیاست عدم توسل به خشونت" در براندازی نظام امیدوار بود و خیال کرد که با مقاومت های مدنی " شیک و پیک و سوسولی " طرحی نو در انداخت .؟

نگارنده از صمیم جان آرزو می کند که خو ش خیالی ها ی آقای گنجی لباس واقعیت به خود بپوشد و همه چیز گل و بلبلی حل وفصل شود و انقلابی مخملین با رهبری گاندی گونه ایشان و یا دیگران  در ایران انتقال قدرت به رژیم بعدی را عهده دارشوند و بدبینی های نگارنده به زباله دان تاریخ سپرده شود وبه هر حال آرزو به میان سالان ِ جوان سری مانند آقای گنجی عیب نباشد.

 

خبر نگار بدبین   

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 3:50 توسط فرزانه سید سعیدی |

 

 

كوچه شهيد ...       

شهري كه در هر كوچه يك شهيد دارد ...   

ناموس من !   

براي دفاع از تو آمده بود

نا موس من به كه چشمك مي زني

پاي در ركاب كه مي نهي

كودكانت همان موقع شهيد شدند

كنار قبر شهدا خوابيده بودند

زمان مهم نيست

زندگان متحرك مرده اند

گرسنگان مرده اند

فرقي نمي كند

چهارشنبه پيش يا بعد

نا موس من !    ل

اسم کودکت را روي كوچه ها ننوشته اند

روي درها با گچ نوشته اند

پاك نمي شود

جاي نوشته ها درد مي كند

ناموس من !    ل

سركوچه نان مي دهند به ازاي يك چشمك

و شايد...    ل

مطمئن باش براي دفاع از تو آمده بود

نامشان را مي بيني

تنها يك حلبي منقوش

كجاييد ؟

مردان اين شهر بي ناموس شده اند

با غيرتان رفتند يا آنها هم بي ناموس مي شدند

سرد است

تنم درد مي كند زخم است

سگ ليس مي زند مرا

زبانش نيش دارد

و مثل مگس حريص ...

درد دارد ناموس را به ازاي تكه ناني دادن

شهري كه در هر كوچه يك شهيد دارد

ضجه مي زند

اشك مي ريزد

براي دفاع از كه آمده بود ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 شعر:فرزانه سید سعیدی

عکس:پارمیس سعادتمند

+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 12:52 توسط فرزانه سید سعیدی |

 

 

 

 

 

بنزین  ، زند گی وآزادی کو پنی

 

 قرار است تا سه ماه دیگر واردات بنرین که حدود بیش از پنجاه در صد بنزین مصرفی را شامل می شود، متوقف شود .  از این بهتر نمی شود.!

یادم آمد چند سال پیش که بازارِ اصلاحات  هنوز کساد نشده بود ، روزی سعید لیلاز، از مدیران بازرگانی در صنعت خودرو سازی و از نزدیکان به حزب چند نفره اما با نفوذ  " کار گزاران سازندگی " به نگارنده گفته بود : " در ایران بین کاهش   در آمدِ دولت و قیمتِ نفت و اصلاحات ِساختاری و آزادی بیان و مطبوعات رابطه معنا دار ی به چشم  می خورد" .

 به زبان ساده تر ، هر وقت دولت پول برای خرید رای و عقیده و اطاعت مردم نداشته به فکر اصلاحات و دادن امتیاز به مردم و مردم نوازی افتاده است و همین که در آمد نفتی افزایش می یافت ، دولت های وقت به فکر بزرگ کردن دستگاه دیوانی و افزایش کارمند که بیشتر به مزدوران خوش فرمان شباهت دارند، می افتاد . از این رو بحران پیش از انقلاب ایران در زمان تورم  اواخر دوران نخست وزیری هویدا و اوایل دولت آموزگار رخ داد و پس از انقلاب هم وقتی در آمد نفت در دوران اواخر رفسنجانی به حدود 12 دلار به ازای هر بشکه رسید زمامداران به فکر اختراع  دوم خرداد و اصلاحات دوران خاتمی افتادند. تا 8 ماه پس از به قدرت رسیدن خاتمی این در آمد نفت پایین بود و دولت وقت مردم نواز و خوش فرمان و بهارِ موقتِ مطبوعات پر گل و بلبل . همین که در آمد بالا کشید کم کم مردم نوازی جای خود را به اقتدار و زور گویی دولت و تصمیم های یک جانبه و بدون مشورت با مردم داد ه است که می بینیم همچنان ادامه دارد.

جیره بندی بنزین ،  به افزایش بهای حمل و نقل و کرایه های درون و برون شهری می انجامد و بیش از دو میلیون مسافر کش شخصی و موتوری که هر کدام به طور میانگین پنج عضو خانوار را نان می دهند به نارضایتی عمومی کمک می کنند .  کم کم مردم می فهمند که وقتی دولت برای بنزین یارانه می دهد ، قدرت خرید کامند و  مزدور سازی از کارمندان  دولتی و خصوصی را هم دارد . اما اگر کارمند نتواند در نوبت دوم و سوم کاری مسافرکشی کند ، به شورش های شهری   دل

 می پیوندد. و از این بهتر نمی شود .

اگر یارانه احزاب هم از خانه احزاب وزارت کشور قطع شود که  

انشاء الله  قطع می شود آن وقت مردم می فهمند که احزاب اصلاح طلب به کمک یارانه دولتی از اصلاحات حرف می زدند و عضو     می گرفتند . اگر قرار باشد احزاب غیر نفتی بشوند و از جیب اعضاء چرخ آنها بگردد، دیگر چرا این گونه اصلاحا ت بخواهند و به فکر راه های دیگر می افتند و این خود بهتر!.

بالاخره روزی باید دولت های وقت کشور دست از  یارانه دادن بکشند و شر خود را از سر زندگی و سیاست در حوزه عمومی کم کنند. مردم هم اگر آزادی می خواهند باید بهای آن را از جیب خود بپردازند . آزادی کوپن ندارد و هیچ  دولتی نمی تواند یارانه  ای برای آزادی بیان ،عقیده و مطبوعات بدهد.

اگر خواهان کاهش قدرت دولت در حوزه خصوصی و عمومی مردم  هستید و      می خواهید مردم بالاخره سر عقل بیایند ازطرح جیره بندی بنزین حمایت کنید . این کار درستی است که بدست سیاست مدار بدی انجام     می شود . ننگ آن را در تاریخ به پای احمدی نژاد می نویسند و تاثیر خوب آن را مردم ایران در دراز مدت نصیب خواهند برد . عاقبت می فهمیم  کجای کار هستیم . وگر نه همچنان مانند بچه های مایه داری می مانیم که به پول پدر می نازند و وابسته اند و تازه دم از استقلال رای هم می زنند.

 

خبر نگار علاف

+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 11:48 توسط فرزانه سید سعیدی |

 فوتبال  ، سعدی و زندان های روسیه:

 

شنیده ام که در لایپزیک در مسابقه فوتبال تشریفاتی ایران و آنگولا ُ-کشوری که تا سه سال پیش دستخوش جنگ داخلی بود- و در مقایسه با ایران از هیچ گذشته با شکوه هم برخوردار نبود ، تیم فوتبال ایران تیم نبود ، یازده نفر هر کدام برای خود بازی می کردند.

و باز شنیدم که در آن همان مسابقه در  موقع پخش سرود ملی و بر افراشتن پرچم تماشاچیان با هم توافق نداشتند که کدام سرود  را زیر لب بخوانند و کدام پرچم را بالا ببرند.

داشتم رادیو بی بی سی، به سرویس جهانی - زبان انگلیسی- آن گوش می کردم . برنامه ای در باره زندان های روسیه امروز و مقایسه آن با زندانهای دوران استالین با شرکت چند زندانی سابق  در حال پخش بود . برنامه با خواندن یاد داشتی از یک زن زندانی در زندانی

 د ر مسکو شروع شد که در آن  زندانی  راز بقا و خلاصی زود هنگام از زندان را بر

 می شمرد . چند توصیه او از این قرار بود ند:        به کسی اعتماد نکن و لی دیگران را زیر نظر داشته باش . سعی کن اسمت روی زبان ها نیفتد  و آدم مشهوری در میان زندانی ها نشوی .و از این دست سفارش ها .

 به فکر م رسید که سفارش های این زن زندانی در زندانی در مسکو برای زندگی فردی   و گرفتار نشدن در ایران امروز هم  کار برد دارد . زیرا که ما به خودمان و فرزندان و دوستانمان  زیر گوشی سفارش می کنیم :" ول کن با با ، سعی کن گلیم حود را از آب بیرون بکشی.  در هنگام راه رفتن در عرض  خیابانها و رانندگی، این نوع زندگی به سبک فیلم های مستند راز بقا   جلوه ی چشم گیری دارد.

 به خاطرم رسید که برخی از فعالان سیاسی ما هم بعد مدتی اسم و رسم بدست آوردن و احیانا  زندان رفتن از آن رنج ها پیراهن عثمانی می سازند ، ویزای آمریکا و کانادا می گیرند و سر از مصاحبه با رادیو آمریکا و بی بی سی در می آورند و بورس تحصیلی یا پژوهشی می  گیرند و به دیگران در درون مرز سفارش مبارزهم می دهند. و آن دسته که ماندن را ترجیح می دهند باید مثل اسماعیل جمشیدی بین خانه و زندان در رفت وآمد باشند.

این روز ها برای یاد گرفتن فارسی بهتر و حکمت زیستن در کشور گل وبلبلی ایران  سعدی می خوانم  که در تقابل درویشان و پادشاهان همه را به " درویش صفت بودن " تشویق

می کند . در هیچ کجای گلستان و بوستان سعدی یاد نمی دهد که افراد با هم کاری گروهی کنند و در مقابل سلطان  به طور جمعی مقاومت بپردازند .  سعدی به نحو زیبایی راه رستگاری فردی را می آموزاند اما برای زندگی مدنی و جمعی حرفی ندارد . آنجایی هم که می گوید :" بنی آدم اعضاء یکدیگرند ..." در  باره ی  " یکی از ملوک عرب که بی انصافی معروف بود ..." حرف می زند یعنی    که " گفتمش : بر رعیت ضعیف رحمت آر تا از دشمن زحمت نبینی".

این سعدی شیرین سخن که   آوازه اش به چین ماچین هم رسیده بود می خواست به همه بگوید که  " اگر خواهی سلامت در کنار است" و " خلاف رای سلطان رای جستن    ،  به خون خویش باشد دست شستن ".

حکایات سعدی را بسیار همانند سفارش های آ ن زندانی روسی یافتم که راز بقا و گلیم خود از آب کشیدن را در این جنگل مولا ی ایران و یا  هر جایی که زندگی و کار تیمی و  گروهی   پیشینه  ای ندارد می توان بکار بست و جان بدر برد ودیگر چه بسر دیگران می آید به خودشان مربوط است.!

 

خبرنگار علاف                               

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 1:2 توسط فرزانه سید سعیدی |